تبليغاتX
**۩۞۩یادگار دلم)عشقولانه سابق)۩۞۩**

شرط عشق

پیش ازآنی که عزادار محرم باشی

سعی کن درحرم دوست تو محرم باشی

خاک ازحُرمت شش گوشه او حُرمت یافت

گرشوی خاک رهش قبله عالم باشی

منزلت نیست ترا بی مدد مهرحسین

گرچه موسی شوی و عیسی مریم باشی

گرچه نیکوست به اندوه و غمش ناله زدن

سعی کن زینت این روضه و پرچم باشی

همره زمزم اشکی که ترا بخشیدند

می توان مُحرم بیت لله اعظم باشی

شادی هردوجهانت بخدا تأمین است

گردراین ماه عزا همسفر غم باشی

صاحب بزم حسین است، علی وزهرا

نکند غافل ازاین محفل ماتم باشی

به همان دست وسروسینه مجروح قسم

شرط عشق است براین زخم تومرهم باشی


فرارسیدن ماه عزای سیداشهدا(ع) برحسینیان عالم تسلیت باد

+ نوشته شده توسط حــســیــن در پنجشنبه 10 آذر1390 و ساعت 7:33 بعد از ظهر |

 

خودت خواستي كه من مجبور باشم

برم جايي كه از تو دور باشم

تو پاي منو از قلبت بريدي

خودت خواستي كه من اينجور باشم

خودت خواستي كه احساسم بشه سرد

خودت خواستي نميشه كاريم كرد

ميديدم دارم از چشمات ميفتم

مدارا كردمو چيزي نگفتم

**********

برام بودنه تو بازي نبودو

به اين بازي دلم راضي نبودو

از اول آخرش رو مي دونستم

تو تونستي ولي من نتونستم

برات بودنه من كافي نبودو

حقيقت اين كه ميبافي نبودو

دارم دق مي كنم از درد دوري

میخوام مثل توشم اما چه جوري

خوذت خواستي
+ نوشته شده توسط حــســیــن در پنجشنبه 5 اسفند1389 و ساعت 0:35 قبل از ظهر |

سلامی چو بوی خوش آشنایی

که میدد خبر از تن آشنا یی

سلام میکنم بر همه یار مردان

که دارند خبر از دل آشنا یی

سلام.سال نو رو به همه دوستانی که به هر جهت مهمون این کلبه کوچیک هستند تبریک میگم.امیدوارم سالی سرشار از عشق و شادابی و موفقیت برای همه باشه.راستش خیلی وقت بود که نتونستم آپ کنم اونم بر می گرده به این تصادف کوفتیی که کردیم و هنوزم حالمون خوب خوب نشده...

چند ماه پیش بود دم دمای غروب بود٬از خونه زدیم بیرون٬در حال سبقت از سواری استیشن بودیم که یهو راننده(مثل اینکه مارو تو آینه ندیده بود)پیچید جلومونو....ما هم بعد از برخورد با جدول و پرتاب شدن به سمت بلوار توسط آمبولانس راهی اورژانس شدیم.!

خلاصه اون روز عزرائیلو جواب کردیم.چند روز دیگه هم نوبت دکتر دارم٬هنوز که هنوزه حالمون خوب نشده٬چیزه زیادی نیست!یه سر درد مونده که کامل خوب نشده.

خلاصه هدفم از این آپ تبریک سال نو و یه تقاضای دعا برای این بده حقیر برای بدست اوردن سلامتی با اون قلبهای پاک و عاشقتون هست که امیدوارم از من دریغ نکنید.

فعلا تا وقتی که برگردم بای میگم.

مثل ماهی زنده

مثل سمنو شیرین

مثل سنبل خوشبو

مثل سیب خوش رنگ

و

مثل سکه با ارزش باشید

 

 

سال نو مبارک

+ نوشته شده توسط حــســیــن در شنبه 7 فروردین1389 و ساعت 11:40 بعد از ظهر |
سلام؟

از اینکه دیر اومدم خیلی خیلی شرمنده ام.

یعنی بذار راستشو بگم.یه خورده ای درگیر این فروشگاه اینترنتی شدیم نرسیدم زودتر آپ کنم.

یعنی قرار بود ۱۹م شهریور ماه راه انداریش کنیم ولی امان از وعده وعیدی که به ما دادندو هنوز یوزرنیم و پسوردمونو تحویل ندادند.گفتند همین یکی دوروزه تحویلتون می دیم.گفتیم باشه ما که صبر کردیم این یکی ۲ روزم روش.

حالا

به پاس قدر دانی از کسانیکه زحمت کشیدند و تو نظرسنجی فروشگاه اینترنتی شرکت کردند صحبت کردیم و قرار شد که به رسم یاد بود به کلیه دوستان هدیه ای ناقابل اعطا کنیم و همچنین کسانی که به دومین مورد نظر رای دادند یه هدیه ای مجزا نسبت به هدیه اول ارسال خواهیم کرد.

خب کلیه عزیزانی که تو نظرسنجی شرکت کردند در صورت تمایل می تونند مشخصات زیر رو به صورت خصوصی برای ما بذارند تا ما بعد از راه اندازی فروشگاه اینترنتی براشون اقدام کنیم.

اینم قولی بود که ما به شما داده بودیم.

۱.نام و نام خانوادگی

۲.آدرس دقیق به هراه کد پستی

۳.دومین مورد نظرشون.

برای دیدن دومینهای ثبت شده به ادامه مطلب مراجه کنید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حــســیــن در دوشنبه 6 مهر1388 و ساعت 8:0 بعد از ظهر |

سلام دوستان

بچه ها من می خوام یه فروشگاه اینترنتی راه اندازی کنم و قبل از این کار خواستم یک دامین مناسب برای این کار ثبت کنمولی قبل از این کار گفتم که نظر شما رو هم بدونم.

از امروز به مدت ۵ روز نظر سنجی فعاله که هر کدوم نظر خواصه خودتون رو بگید.

نظری که بیشترین آرا را بیاره همون انتخاب می شه

البته یه چیز دیگه هم هست اگر از بین دامین های زیر مورد دیگه ای هم بود که به نظر شما دوست عزیز مناسب بود و قبلا ثبت نشده بود بعد از راه اندازی فروشگاه برایتان جبران خواهد شد و بدون قرعه کشی هدیه ای برای شما ارسال خواهد شد.

برای شرکت در نظر سنجی می تونید به سمت راست وبلاگ دقیقا زیر مدیا پلیر مراجعه کنید و یکی از گزینه های مورد نظرتون((هر چی که دوست دارید))را انتخاب کنید

  برای دیدن نتایج نظر سنجی اینجا کلیک کنید.

به امید دیدار در نوک برج موفقیت

با تشکر

مدیر سایت

+ نوشته شده توسط حــســیــن در سه شنبه 20 مرداد1388 و ساعت 12:8 بعد از ظهر |

 

ولادت با سعادت یگانه منجی عالم بشریت

حضرت مهدی (عج) 

بر تمام ایرانیان و مسلمانان جهان و شما دوستان گرامی مبارک باد.

+ نوشته شده توسط حــســیــن در جمعه 16 مرداد1388 و ساعت 5:45 بعد از ظهر |

نمي دانم چه بنويسم!
ديگه دستانم مثل سابق توان نوشتن رونداره.
نمي دانم بنويسم يا ننويسم!
اما چاره اي نيست،مي نويسم!
مي نويسم شايد بخونه،
شايد هم نخونه و
يا شايد بخونه و بيايد.
شايد.......
لحظه غريبيه.باران مي آيد.
باز هم بي حوصله از همه چيز،از همه جا،از همه کس به زير باران مي رم.
تک تک قطرات باران به آرامي روي گونه هايم مي نشيند.
انگار آسمان هم مي دونه که من هنوزم از رفتن او غصه دارم.به ابرهاي خودش دستور مي ده که ببارند تا بلکه غم و غصه را از چهره ام بشورند.
باز هم قطرات باران تو را به ياد من مياره.
موقع رفتنت مثل اين ابرها مي گريستم تا بلکه تو اشکهاي منو ببيني و زود قضاوت نکني.
ببيني که دوستت داشتم و دارم.
ببيني که هيچ حس بدي به تو ندارم.
بداني که
عاشقم.
وقتي که صداتو مي شنيدم مثل اسبي سرکش که  هيچ کس حريف رام کردنش نمي شد،با صداي تو آراوم و مطيع مي شدم.
افسوس که رفتي و نديدي دستان من چگونه تنها و سرد شد.
هر بار بعد از رفتنت خواستم چاره اي از دنيا براي دوريت بگيرم تا بتونم بر اين فراق تحمل کنم.
ولي انگار دنيا هم بعد از رفتنت از پيش من رفته بود.
رفته بود ولي کوله پشتي خاطراتشو پيش من جا گذاشته بود.
خاطرات من با
تو.
من هم اين کوله پشتي را پيش خودم يادگاري نگه مي دارم که شايد وقتي تو برگشتي،
دنيا هم برگشت.
برگشتو روزي خواست خاطراتي که من با تو داشتم با خودش ببرهبه او هديه کنم.
به دنيا بگم با اين که نسبت به من وفايي نداشتي ولي من نسبت به تو و يا کسي بي وفايي نکردم.
خاطراتو دور نريختم چون مي دونستم روزي لازم مي شه.
با خودم گفتم اگه باز هم تو يا کسي دنبال اين خاطرات نياد پيش من ميمونه چون روزي لازم مي شه.
روزي که همه اين خاطراتو ديدند شايد تو هم نسبت به اشتباهت پي بردي.
شايد هم پي نبردي.
شايد هم کنار من بودي......
شايد........
بارون هم داره کم کم بند مياد.
آسمون هم به ابرهاش مي گه که يواش يواش منو ترک کنند و من هم دوباره تنها مي شم.
باز هم شادي گنجشک ها روي درخت خونمون محسوسه.
آواز عاشقانه پرندگان منو به آرامي ساکت و مبهوت مي کنه.
در طرفي ديگر کبوتران عاشق به دنبال هم مي روند و باز هم من تنها مي شم.
آره تنها.
باز هم بوي تازگي را مي شه حس کرد.
باز هم از قطرات باقي ماند از باران چشمام که زير بارون گريه کردم ميشينم چشم به راه شايد که بيايي.
شايد هم نيايي.
معلوم نيست.
شايد...........

+ نوشته شده توسط حــســیــن در سه شنبه 23 تیر1388 و ساعت 6:7 بعد از ظهر |

سلام دوستان؟ 

امروز آخرین روزی بود که شهرستان بودم و این هم موقتا تا چند ماه آخرین آپی که میزارم ولی یه سری اتفاقایی افتاد که شما هم بدونید خالی از لطف نیست!

از شما چه پنهون گفتیم این روز آخری که شهرستان هستیم بریم بیرون یه تابی بخوریم ببینیم دنیا دست کیه!

اگه واقعا می خوای بدونی بیرون چه خبره:

۱-به ادامه مطلب برو

۲-نظر فرامش نشه؟

((تو که زحمت کشیدی تا اینجاش اومی حوصله کردی و مطالب منو خوندی بی نظر نریا؟))

راستی تا قبل از اینکه روی ادامه مطلب کلیک کنی یه خبر برای دوستان وبلاگ نویسم دارم!

ما تبادل لینک هم می کنیم!

کافی لینک کنی خبر بدی بعدش.....


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حــســیــن در جمعه 18 اردیبهشت1388 و ساعت 1:55 قبل از ظهر |


Powered By
BLOGFA.COM


وقت شما بخير ....





Powered by WebGozar





Powered by WebGozar

set as your home page
This Template tehran25 By:tehran25 .Powered By BLOGFA.com
Please enter your name: